به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، محمدحسن حائری، استاد دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی، امروز ۱۱ آذرماه، در نشست رونمایی، معرفی و نقد کتاب «عاشورا؛ ریشهها و زمینهها، خوانشها» که در دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، اظهار کرد: این کتاب با وجود هر نقدی که ممکن است به آن وارد باشد، اثری بینظیر در حوزه مطالعات عاشورا است. تصمیم نویسنده برای تألیف آن، ادای دِینی بزرگ نسبت به عاشورا بوده و حتی پیشنهاد میشود خلاصهای روان از آن تهیه شود تا مداحان و علاقهمندان نیز بتوانند از محتوای آن بهرهمند شوند؛ چراکه این کتاب، علاوه بر ارائه تحلیلهای علمی و فقهی، زمینه بهرهگیری علمی و معنوی برای مخاطبان مختلف را فراهم میکند.
وی با اشاره به بهرهگیری کتاب از آیهای از سوره «بقره» و اهمیت حضور شهدا و ایثارگری آنان، بیان کرد: شهدا و کسانی که جان خود را در راه خدا فدا میکنند، نعمتی عظیم برای هر جامعهاند. همه ما، از شهید مطهری گرفته تا افراد عادی، مدیون شهدا و حضرت سیدالشهدا(ع) هستیم و باید قدردان این نعمت الهی باشیم.
این استاد دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه در فصل نخست کتاب، مباحث مربوط به ریشهها، زمینهها و خوانشها مطرح شده است، تصریح کرد: برخی تعبیرها مانند «ناتوانی مسلم در هدایت قیام» ممکن است نیازمند دقت بیشتر باشد. همانطور که مرحوم امیرکبیر اشاره کرده است، موفقیت هر نظام وابسته به مردم خوب است، نه صرفاً مدیران یا رهبران. بنابراین تعبیر «ناتوانی» باید در چارچوب شرایط تاریخی و اجتماعی بررسی شود.
حائری افزود: فصل دوم کتاب شامل استدلالهای قوی و مستدل فقهی است. برخی مسائل مانند آگاهی امام حسین(ع) از اوضاع آینده، ممکن است با نگاه عرفانی یا فقهی تفسیر شود. علم امام منافاتی با عصمت ندارد و ممکن است در برخی موارد از جزئیات سرنوشت آینده آگاه نبوده باشد. این موضوع در تحلیل عاشورا اهمیت دارد، اما داوری نهایی باید بر اساس منابع و روایات معتبر صورت گیرد.
وی با اشاره به اینکه امام حسین(ع) در شب عاشورا به یاران آماده پیکار اجازه رفتن داد، در حالی که تکلیف الهی ایستادگی و جهاد پابرجا بود، خاطرنشان کرد: این تصمیم نشاندهنده حق امام است و امری تحمیلی بر آنان نبود. این موضوع با نقش ایثار و جانبازی در جهاد تاریخی سازگار است و تفاوت شرایط جهاد عاشورا با جهادهای معمول را نشان میدهد.
در ادامه، مهدی مجتهدی، استادیار دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد، اظهار کرد: در پایان این کتاب، دعای «اللهم اجعل محیانا محیا محمد و آل محمد…» آمده است که وجود این فراز نکتهای بسیار مهم دارد؛ زیرا نشان میدهد هر بحث تاریخی، هرچقدر هم جزئی باشد، باید ریشهاش در الگوی زیست اهل بیت(ع) دیده شود.
وی با اشاره به اینکه در فصل دوم کتاب مباحث تخصصی درباره «سُدها» و تحلیل عاشورا مطرح شده است، افزود: الگوبرداری از عاشورا محدود به چند موضوع خاص نیست. برای نمونه، وقتی دانشجو در امتحان تقلب نمیکند یا استاد با دانشجو درست رفتار میکند، این همان حرکت در مسیر حسینی است. محدود کردن الگوی عاشورا به چند رفتار انگشتشمار، خطایی راهبردی است. ظلم فقط ظلم حکومت نیست؛ ظلم استاد به دانشجو در یک نمره، یا ظلم یک همکار در داوری مقاله نیز مصداق همین مسیر است.
این استادیار دانشکده الهیات با بیان اینکه فصل نخست کتاب سرشار از ارجاع به نهجالبلاغه است، خاطرنشان کرد: کسی که سخنان امیرالمؤمنین(ع) را نشناسد، نمیتواند درباره عاشورا سخن بگوید و این کتاب در این زمینه موفق عمل کرده است. تنها ایراد آن است که ویراستاری میتوانست منسجمتر باشد. همچنین در آوردن متن عربی وحدت رویه رعایت نشده؛ گاهی متن فارسی در متن و عربی در پاورقی است و گاهی برعکس. اگر متن فارسی در متن و عربی یکدست در پاورقی قرار میگرفت، کتاب خوشخوانتر میشد.
مجتهدی افزود: در بخش منابع کتاب نیز چند اثر جا مانده است. برای مثال «اسلام علوی و اسلام اموی» یا «ناگفتههایی از حقایق عاشورا» اثر آیتالله میلانی که مباحث مربوط به نامههای هماهنگشده با امویان را بازتر کردهاند. از سوی دیگر برخی کتابها مانند «در کشاکش دین و دولت» شاید بهتر باشد حذف شوند. همچنین کتاب «کوفه و نقش آن در قرون نخستین» میتوانست عمق بیشتری به استدلالها بدهد.
وی با بیان اینکه بحث «انحراف اسلامی» که به عاشورا انجامید، بسیار عمیقتر از روایت رایج است، گفت: این انحراف از همان سقیفه آغاز شد. مهیار دیلمی، شاعر شیعی قرن چهارم، میگوید امام حسین(ع) در روز سقیفه به شهادت رسیدند؛ یعنی ریشه ماجرا بسیار پیشتر است و اگر عاشورا را فقط در سال ۶۱ هجری ببینیم، اصل داستان را ندیدهایم.
در ادامه، محمدتقی فخلعی، نویسنده کتاب «عاشورا؛ ریشهها و زمینهها، خوانشها» اظهار کرد: این کتاب شامل دو فصل اصلی است؛ فصل نخست به بررسی ریشهها و زمینههای عاشورا اختصاص دارد که در آن همه ریشههای سیاسی، اعتقادی، فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی عاشورا بهصورت جامع و شبکهمند بررسی شده است. فصل دوم کاملاً تخصصی و مبتنی بر فقه سیاسی است و ۲۰۰ صفحه آن به مباحث فقهی عمیق درباره عاشورا پرداخته است.
وی ادامه داد: ۲۰ صفحه پایانی کتاب به موضوع «تعمیمپذیری عاشورا» میپردازد و بررسی میکند که آیا عاشورا الگویی قابل تکرار است یا رخدادی یگانه. نتیجه این است که عاشورا از جهاتی درسآموز و الگوپذیر و از جهاتی دیگر منحصر بهفرد است. کتاب بر سه ویژگی استوار است: رویکرد عقلانی به واقعه عاشورا، رویکرد انتقادی نسبت به همه قرائتها و رویکرد اعتدالی در انتخاب خوانش برگزیده.
فخلعی با بیان اینکه ریشهیابی تحولات پیش از عاشورا ردپای گستردهای در نهجالبلاغه دارد، افزود: در فصل نخست، عبارات عربی عمدتاً در پاورقی آمده و اگر جایی متن عربی در متن آورده شده، به دلیل اهمیت ویژه آن بوده است.
نویسنده کتاب «عاشورا؛ ریشهها و زمینهها، خوانشها» درباره ریشههای عاشورا و آغاز آن در سقیفه، گفت: عاشورا در سقیفه کلید خورد و انحراف از همانجا آغاز شد، هرچند در دوران عثمان تعمیق یافت و در دوره بنیامیه به اوج رسید. یکی از مباحث مهم کتاب، بحث عصبیت قبیلهای است که نمونه روشن آن در مناظره ابنعباس با خلیفه دوم دیده میشود.
وی گفت: نکته قابل تأمل این است که آیا عاشورا در هویت سیاسی خود میتواند الگوی عمل سیاسی باشد و آیا سیره سیاسی امام حسین(ع) در همه مراحل حرکت، قابلیت تکرار دارد؟ این همان نقطهای است که مسئله تعمیمپذیری یا استثنایی بودن عاشورا رخ مینماید و داوری درباره آن آسان نیست.
انتهای پیام