فرهنگ انتظار، یکی از غنیترین و پویاترین مفاهیم در مکتب اسلام و بهویژه در اندیشه شیعی است. انتظار در باور دینی ما، تنها انتظار برای حادثهای بزرگ نیست، بلکه شیوه زیستن و بینشی عمیق نسبت به آینده و مسئولیتی الهی در برابر حال است.
در فرهنگ انتظار، انسان مؤمن با امید به ظهور مصلح جهانی در مسیر اصلاح خویشتن و جامعه گام برمیدارد. چنین انتظاری از جنس امید سازنده است، نه سکون و انفعال. منتظر حقیقی کسی است که جامعه را برای ظهور مهیا میکند، با ظلم و تباهی مقابله میکند، در مسیر عدالت گام برمیدارد و در خویشتن، عشق به حق و انسانیت را زنده نگاه میدارد.
این فرهنگ، نیرویی است برای زنده ماندن آرمانها و حفظ روشنایی ایمان در دل تاریکیها. انتظار در حقیقت مدرسهای است که در آن انسانها میآموزند چگونه مؤمن، صبور، امیدوار و مسئول باشند؛ زیرا امام زمان (عج) تنها برای اقلیتی خاص نمیآید، بلکه تحقق وعده الهی برای نجات همه انسانها از بند ستم و جهل است.
از دیدگاه روایی نیز، بهترین عبادت در دوران غیبت، انتظار فرج دانسته شده است. این تعبیر نشان میدهد که انتظار، زمان بیعملی نیست، بلکه عصر شکوفایی ایمان، اندیشه و عمل صالح است. هر گامی در مسیر اصلاح فردی، اخلاقی و اجتماعی، مشارکت در نهضت جهانی مهدوی محسوب میشود.
همزمان با ایام شعبان و در آستانه فرا رسیدن نیمه شعبان و سالروز ولادت حضرت ولیعصر(عج)، خبرنگار ایکنای خراسان رضوی، گفتوگویی با حجتالاسلام والمسلمین مهدی عبادی، استادیار دانشکده الهیات و استاد دانشگاه فردوسی مشهد، انجام داده است که در ادامه میخوانیم؛
بیش از هزار سال از آغاز غیبت میگذرد و این فاصله طبیعی است که پیچیدگی بیشتری پیدا کند. در روایات آخرالزمان آمده است که حفظ دین در آن دوران، همانند نگه داشتن آتش در دست است. این تعبیر نشان میدهد که در روزگار غیبت، ایمان به مهدویت و باور واقعی به حضور امام زمان(عج) کار آسانی نیست و ممکن است شمار معتقدان حقیقی کاهش یابد.
از این رو، یکی از وظایف افراد آگاه و با بصیرت این است که این باور را در خانواده و محیط اجتماعی خود زنده نگه دارند. برگزاری جشنهای نیمه شعبان، آیینهای مذهبی و گفتوگوهای عمومی درباره مهدویت میتواند زمینه تقویت این اعتقاد را فراهم کند.
گفتوگو و پرسشگری یکی از راههای زنده نگه داشتن مهدویت است؛ نباید از سؤال یا شبهه فرار کرد. اگر جوانی بپرسد چرا با گذشت بیش از هزار سال هنوز ظهور رخ نداده، باید این پرسش را جدی گرفت و دربارهاش گفتوگو کرد. این زنده نگه داشتن گفتوگو، خود موجب تداوم فرهنگ انتظار و مهدویت میشود. هرچه پرسشها و پاسخها جریان داشته باشند، ذهنها درگیر موضوع میشوند و همین باعث پویایی اندیشه مهدویت میشود. حتی برگزاری نشستهایی برای پاسخ به شبهات، میتواند مایه رشد و استحکام اعتقادی جامعه باشد.
مهدویت ذاتا پیامآور امید است. انسان مؤمن، چون توکلش بر خداوند است، ناامید نمیشود. ایمان و امید ارتباط مستقیم دارند؛ کسی که امیدش قوی است، ایمانش محکمتر است. نمونه بارز آن را میتوان در وجود رهبر معظم انقلاب دید؛ با وجود وضعیت بحرانی کشور، ایمان ایشان چنان است که اطمینان دارند پیروزی با ماست و آرامش و امید ناشی از ایمان در این امر ظهور مییابد.
باور به ظهور امام زمان(عج) یعنی باور به آیندهای روشن و عادلانه؛ این امید صرفاً احساس انتظار نیست، بلکه دعوت به کار و تلاش است. منتظر واقعی کسی است که برای فراهم شدن شرایط ظهور تلاش میکند، نه آنکه دست روی دست بگذارد.
معتقد نیستیم که منجی به جای ما کار میکند یا مسئولیتهایمان را بر عهده میگیرد. نقش او هدایت و مدیریت الهی است؛ هر فرد وظیفه دارد تا جایی که میتواند در مسیر تحقق عدالت و ارزشهای الهی گام بردارد، اما تشکیل جامعه جهانی عادلانه، فراتر از توان انسانهاست و تحقق نهایی آن در ظهور امام زمان(عج) معنا مییابد. به بیان دیگر، ما پازل را میچینیم، اما کامل کردن تصویر تنها با ظهور ممکن میشود.
انتظار، حالت انفعال نیست. مثال ساده آن مادری است که منتظر بازگشت فرزندش از سفر یا مسابقه است؛ آرام نمینشیند، پیگیر است، آمادهسازی میکند و مدام جویای وضعیت اوست، این یعنی انتظار همراه با عمل. منتظر واقعی کسی است که در مسیر ایمان و اصلاح عمل میکند، نه آنکه تنها دعا بخواند. دعا و عبادت لازم است، اما کافی نیست؛ هرکس باید جایگاه خود را در این پازل تمدنی بشناسد و براساس وظیفه دینی و اخلاقیاش گام بردارد.
عدالت یعنی قرار دادن هر چیز در جای خودش. در حکومت مهدوی این معنا به کمال میرسد، زیرا انسانها و ارزشها در جای واقعی خود قرار میگیرند. گاهی عدالت را بر اساس درک محدود خود تعریف میکنیم، اما عدالت جهانی مهدوی مبتنی بر نگاه الهی و فراتر از محدودیتهای زمینی است. عدالت کامل زمانی تحقق مییابد که این نگاه الهی بر سراسر جهان حاکم شود.
انتهای پیام