کد خبر: 4332224
تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۲۶
یادداشت

احیای آموزش قرآن به روش پیامبر(ص) در دوره ظهور

با قیام مهدی موعود(ع) در دورۀ «الساعه» (دورۀ پیشا قیامت)، آن ‏حضرت، سیره و سنّت جدّشان رسول خدا(ص) را احیا و شیوه‏‌ها و آیین‏‌های نادرست و باطل را ملغی می‏‌کنند: «و إنّي أدعوكم إلى اللّه و إلى رسوله، و العمل بكتابه، و إماتة الباطل، و إحياء سنّته‏»؛ از نخستین اقدامات حضرت بقیّة الله(ع) احیای روش آموزش قرآن به روش پیامبر اکرم(ص) است.

قرآنمهم‏ترین رسالت خاتم پیامبران، آموزش و ترویج خاتم الکُتُب بود. پیامبر اکرم(ص) برای نیل به این مقصود با کوششی 23 ساله توانستند قرآن را با روشی آسان و فراگیر تعلیم و ترویج و تثبیت کنند، به گونه‌‏ای که هر انسانی با هر زبان و لهجه‏‌ای که داشت، باسواد یا بی‌سواد، می‌‏توانست در کمترین زمان با کلام خدا آشنا و مأنوس شود و به‌راحتی آیات و سوره‏‌های قرآن را بر قلب و زبانش جاری و ساری کند و در درک و فهم آن ناتوان نماند. پس از رحلت رسول خدا(ص)، به تدریج مسلمانان راه و روش پیامبر اکرم را که اسوۀ حسنه برای همگان بود کنار گذاشتند و سلایق و شیوه‏‌های خود را جایگزین آن کردند. این پدیده سبب شد که قرآن‌خوانی و قرآن‌دانی عمومی مسلمانان کمرنگ و دچار آسیب شود و ایمان به قرآن و عمل به آموزه‏‌های آن دچار چالش‏‌های جدّی گردد، به‌طوری که امروزه به زحمت می‏‌توان آیات قرآن و استناد به آنها را از زبان عموم مسلمانان در حوزه‏‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی شنید. در همین خوص محسن رجبی قدسی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، یادداشتی در اختیار ایکنای خراسان‌ رضوی قرار داده است که در ادامه می‌خوانیم؛
 
با قیام مهدی موعود(ع) در دورۀ «الساعه» (دورۀ پیشا قیامت)، آن ‏حضرت، سیره و سنّت جدّشان رسول خدا(ص) را احیا و شیوه‏‌ها و آیین‏‌های نادرست و باطل را ملغی می‏‌کنند: «و إنّي أدعوكم إلى اللّه و إلى رسوله، و العمل بكتابه، و إماتة الباطل، و إحياء سنّته‏»؛ از نخستین اقدامات حضرت بقیّة‌الله(ع) احیای روش آموزش قرآن به روش پیامبر اکرم(ص) است، زیرا همان‏طور که همۀ موفقیت‏‌های رسول خدا(ص) مرهون اجرای روش درست آموزش قرآن بوده و هست، برنامه‏‌های دورۀ ظهور نیز همه بر اساس قرآن انجام خواهد گرفت و قرار است همۀ انسان‏های روی کرۀ زمین با قرآن و زبان آن آشنا شوند و بر مبنای آموزه‌‏های آن عمل کنند. به فرمودۀ امام باقر(ع) ترویج آموزش قرآن در دورۀ ظهور آنچنان فراگیر شده و عمومیت می‌یابد که حتّی زنان و دختران در منزلشان بر اساس قرآن و سنّت داوری می‏‌کنند و امورشان را سامان می‌دهند: «وَ تُؤْتَوْنَ الْحِكْمَةَ فِي زَمَانِهِ حَتَّى إِنَّ الْمَرْأَةَ لَتَقْضِي فِي بَيْتِهَا بِكِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى وَ سُنَّةِ رَسُولِ الله». 
 
حَبَّةَ العُرَني به نقل از مولاعلی(ع) روایت کرده است که قائم ما پس از تغییراتی در مساجد، فضاهایی را برای تعلیم قرآن آن‌‏طور که نازل شده است [به همان روشی که به پیامبر تعلیم داده شد] فراهم می‌کنند: «قَدْ ضَرَبُوا الْفَسَاطِيطَ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ الْقُرْآنَ كَمَا أُنْزِلَ». هرچند بنا به فرمودۀ امام باقر(ع)، اجرای شیوۀ آموزشی پیامبر اکرم(ص) برای کسانی که با آن آشنا نیستند، سخت می‏‌نماید: «إِذا قامَ قائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ ضَرَبَ فَساطِیطَ لِمَن یُعَلِّمُ النّاسَ القُرآنَ عَلىٰ ما أَنزَلَ اللّهُ جَلَّ جَلَالُهُ فَأَصعَبُ ما یَکونُ عَلىٰ مَن حَفِظَهُ الیَوْمَ لِأَنَّهُ یُخالِفُ فِیهِ التَّألیفَ‏»؛ هنگامی‌که قائم آل‏ محمّد به پا خیزد، خیمه‌‏هایی برپا خواهد کرد تا معلمان، قرآن را مطابق آنچه [روش و هدفی] که خداوند نازل فرموده است تعلیم دهند. در آن هنگام فراگیری قرآن برای کسانی که به شکل امروزی [قرآن را بدون تصریف و تدبّر، فقط] حفظ کرده‌‏اند، دشوارتر می‌‏نماید؛ زیرا با ترتیب [و روش] دیگری مخالف تألیف [و ترتیب] امروزی تعلیم داده خواهد شد. 
 
بنابراین همان‏‌گونه که در دورۀ غیبت امام زمان(ع)، نباید دست از کوشش برای اقامۀ قسط و عدالت برداشت (حدید،25) و باید «امر» ائمۀ طاهرین(ع) را احیا کرد (رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْيَا أَمْرَنَا: ... يَتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ يُعَلِّمُهَا النَّاسَ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا)؛ در مسئلۀ مهم آموزش و ترویج و فهم قرآن نیز نباید دست روی دست گذاشت تا آن‏ حضرت بیایند، بلکه باید روش تعلیم قرآن در سیرۀ نبوی را استخراج و بر مبنای آن تعلیم و ترویج قرآن را سامان داد: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (احزاب،21). 
 

مستندات قرآنی – حدیثی آموزش قرآن به روش پیامبر اکرم(ص):

 
1. تقسیم قرآن به هفت حزب در تعلیم پیامبر اکرم(ص) 
 
رسول خدا(ص) در سال نهم هجری، قرآن را به هفت حزب تقسیم کردند: «كانَ یحَزِّبُهُ ثَلاثاً و خَمساً و سَبعاً و تِسعاً و إِحدى عَشرَةَ و ثَلاثَ عَشرَةَ و حِزبُ المُفَصَّل مِن قاف»؛ سه سورۀ اول (بقره، آل عمران و نساء)، حزب اوّل؛ پنج سورۀ بعدى، حزب دوم؛ هفت سورۀ بعدى، حزب سوّم؛ نه سورۀ بعدى، حزب چهارم؛ یازده سورۀ بعدى، حزب پنجم؛ سیزده سورۀ بعدى، حزب ششم؛ و «حزب مُفَصَّل» از سورۀ قاف تا ناس (65 سوره) حزب هفتم قرآن است. 
 
2. شروع آموزش از حزب مُفَصَّل (از سورۀ ناس)
 
قرآن می‌گوید: «وَأْتوا البُیوتَ مِن أَبوابِها» (بقره، 189)؛ از در، وارد خانه شوید. رسول خدا، «‌حزب مفصّل» را درِ قرآن معرّفی كرده‌اند: «اِنَّ لِكُلِّ شَی‏ءٍ سَناماً واِنَّ سَنامَ القرآنِ البقرةُ ... و اِنَّ لِكُلّ شی‏ءٍ باباً و بابُ القرآنِ المُفَصَّل»؛ هر چیزی نقطه اوج و بلندایی دارد و سورۀ بقره، بلندای قرآن است، هر چیزی مسیر ورود و دری دارد و حزب مفصّل، در ورود به قرآن است. بنابراین، آموزش قرآن از سورۀ ناس آغاز و به سورۀ بقره ختم می‌‏شود. ابن‏ عباس گفته است: «هنگام وفات پیامبر اکرم(ص) در حالی كه 10 سال داشتم، حزب مفصّل را آموخته بودم و آن را قرائت می‏‌كردم». یعنی با اینکه ابن عباس در مدینه شاهد نزول آیات و سوره‌‏های مدنی مانند سورۀ بقره بوده است، ولی به او و دیگر کودکان و نوآموزان ابتدا حزب مفصّل (ناس تا قاف) را آموزش داده‌‏اند، نه سورۀ بقره را. 
 
3. اِقراء: آموزش شفاهی قرآن 
 
بنا به فرمودۀ پیامبر اکرم(ص): «خَیرُكُم مَن قَرَأَ القرآنَ وَاَقرَأَهُ»؛ بهترین‏‌ها كسانی‏ هستند كه قرآن را می‌‏خوانند و به دیگران اِقراء می‌‏كنند. اقراء روش آموزش قرآن است که خداوندِ رحمان برای تعلیم قرآن به پیامبر از این روش استفاده کرد: «سَنُقرِئُكَ فلاتَنسیٰ»(اعلی، 6)؛ اگر خواهان انس با قرآن و فراموش نکردن قرآن هستیم باید به روش اِقراء، قرآن را بیاموزیم و بیاموزانیم. در تبیین معنای اِقراء و بیان شیوۀ آن، در آیۀ هجدهم سورۀ قیامت می‌خوانیم: «فَاِذا قَرَأناهُ فَاتَّبِع قُرآنَه»؛ هر گاه ما آیات قرآن را خواندیم، تو نیز  همان را بخوان. پس اِقراء یعنی، معلّم هر آیه‌ای را که می‌خواهد آموزش دهد، آن را روشن و واضح و با صدایی رَسا و گویا می‌خواند و متعلّم (قرآن‌آموز) پس از اِنصات (سکوت همراه توجّه) و «اِستماع» (گوش فرادادن)، آن را تكرار می‌‏كند تا آیۀ مورد نظر از قلب و زبان معلّم به قلب و زبان متعلّم منتقل و متعلّم نیز مانند معلّم، حامل و معلّم همان آیه شود. به این انتقال، «آموزش قرآن» گفته می‌شود. معمولاً این تکرار سه مرتبه انجام می‏‌شود: «كانَ رسولُ الله یُعیدُ الكَلِمَةَ ثَلاثاً لِتُعقَلَ عَنه»؛ رسول خدا(ص) کلمات را سه ‏بار تکرار می‏‌کردند تا قرآن‌‏آموزان بتوانند آن را فراگیرند. 
 
4. حَمل قرآن در قلب
 
نخستین هدف از آموزش قرآن، «حمل قرآن» است؛ یعنی روش تعلیم قرآن باید به گونه‌‏ای باشد که قرآن‏‌آموزان هر آیه و سوره‏‌ای را که فرا می‏‌گیرند در قلب‏شان جای بگیرد و بر زبان‏شان همواره جاری باشد، زیرا جایگاه و مقصد اصلی نزول و آموزش قرآن، قلب انسان است: «واِنَّه لَتنزیلُ ربِّ العالمین ... علی قلبِكَ لِتَكونَ مِنَ المُنذِرین» (شعراء، 192و194). در بسیاری از آیات قرآن كریم، «سمع» و «قلب» در كنار هم آمده است. قرآن كریم، تعقّل، تفكّر، تدبّر، ایمان، یقین و خشوع را كار قلب می‏‌داند. «حَمْل» كه به معنای به همراه داشتن و برداشتن می‌‏باشد با «حفظ» تفاوت دارد. كسی را حامل قرآن گویند كه با سوره‌‏هایی از قرآن كریم آنقدر آشناست كه در گوش و چشم و قلب او جمع گردیده و گرد آمده‌‏اند، گرچه «حافظ» اصطلاحی آن سوره‌‏ها نباشد.
 
5. جایگاه «تجوید» در آموزش قرآن
 
قرآن، «بَیانٌ لِلنّاس»(آل عمران، 138) است و مخاطب آن، همۀ مردم‌اند و چون مردم هر منطقه از جهان، زبان و لهجۀ متفاوتی از یکدیگر دارند، از یک سو، همه نمی‌توانند قرآن را مطابق تجوید مرسوم بخوانند و از سوی دیگر، هدف اساسی از یادگیری قرآن، انس با کلام خدا و فهم آن و تسلیم در برابر پروردگار عالمیان و تشکیل جامعه‌ای با فرهنگ قرآنی است. از این رو، یادگیری و آموزش قرآن مشروط و متوقّف بر یادگیری تجوید نیست و بهتر است کلاس آموزش تجوید و صوت و لحن عربی را پس از کلاس‌ آموزش قرآن تشکیل داد تا علاقه‏‌مندان و کسانی که استعداد یادگیری تجوید و صوت و لحن عربی را دارند بتوانند پس از فراگیری قرآن به این مهارت و فنّ دست پیدا کنند و افرادی که علاقه‌‏ای به تجوید و صوت و لحن عربی ندارند یا امکان فراگیری آن را ندارند از آموختن و انس با قرآن محروم نشوند. بنا به فرمودۀ رسول خدا: «اِنَّ الرَّجـُلَ الاَعجمیّ مِن اُمَّتی لَیَقرَأَ القرآن َبعَجَمیّةٍ فَتَرفَعُه المَلائکةُ عَلی عربیَّة»؛ فرد عَجمی [غیرعرب یا غیر فصیح] از اُمّت من قرآن را عجمی [مطابق لهجه و زبان مادری خویش] تلاوت كند [لكن ایرادی ندارد] زیرا فرشتگان آن ‌را با عربی قرآن بالا می‏‌برند. 
 
6. «سین» بلال = شین
 
بلال حبشی، اذان‏گوی مسجدالنّبی، قادر به تلفظ صحیح حرف «شین» نبود و کلماتی را که شین داشت، سین تلفظ می‌کرد. برخی از انتصاب او به مؤذّنی و شیوۀ قرائتش به پیامبراکرم(ص) گلایه کردند. رسول خدا در پاسخ آنان و برای اینکه راه قرائت قرآن بر روی هیچ‌کَس بسته نشود و هر مسلمانی با هر لهجه و زبانی که دارد، قرآن را همان‌طور بخواند و کسی حتّی معلّم قرآن، حقّ هیچ‌گونه مزاحمتی برای او نداشته باشد، فرمودند: «سین» بلال نزد خدا، «شین» است. امام خمینی(ره) در پاسخ به پرسشی دربارۀ مخرج حرف «ض» (كه آیا تلفظ آن بر اثر برخورد نوك زبان، با دندان آسیا است یا برخورد كنارۀ بن زبان با دندان آسیا) در فتوایی كلّی فرموده‏‌اند: «شناختن مخارج حروف طبق قول علمای تجوید واجب نیست، باید تلفظ هر حرف به‏ نحوی باشد كه در عرف صدق كند، آن حرف ادا شود». آیت‌‏الله خامنه‏‌ای، رهبر معظّم انقلاب فرموده‌‏اند: صراط با «‎سین»‎ هم خوانده می‌شود، ظاهراً درست است. می‎شود گفت: «اهدنا الصراط المستقیم» با صاد؛ می‎شود خواند «اهدنا السّراطَ المستقیم» با سین؛ اصلش هم با همان سین است منتها به خاطر نزدیکی با طا و راء تبدیل شده به صاد (یک چنین قلب و انقلاب‏هایی در کلمات عربی گاهی داریم که حرفی به حرف دیگری تبدیل می‌‎شود).
 
7. پرهیز از اجبار و تکلیف
 
رسول خدا(ص) هرگز قرآن را بر كسی تحمیل نمی‏‌كرد، بلكه همواره زمینۀ معارفه و آشنایی مردم با قرآن را فراهم می‌‏کرد و می‏‌فرمود: «من كسی را وادار به كاری نمی‏‌كنم، بلكه دعوت من بر اساس رضایت و علاقه‌مندی اشخاص است، پس اگر كسی اكراه داشت، او را مجبور نخواهم كرد». آن‏ حضرت کسانی که دیگران را به تکلُّف و سختی می‌انداختند، دوست نداشت: «اِنّی لا اُحِبُّ المُتَكلّفین». بنابراین، معلّم نباید یادگیری قرآن را بر کسی تحمیل کند و تكلیفی را برای قرآن‏آموزان ایجاد كند، بلكه آموزش تا زمانی ادامه می‏‌یابد که قرآن‏‌آموز تمایل به یادگیری داشته باشد. پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «بر اقراء و قرائت قرآن تا آنجا مداومت داشته باشید که قرآن همنشین و مأنوس قلوبتان باشد و هرگاه این تمایل و زمینه نبود، برخیزید». از این‌رو، معلّم باید سنّ و توان قرآن‌آموزان را در نظر بگیرد و زمان جلسه آموزش را متناسب با آنان تنظیم كند و از عجلۀ و شتاب در آموزش بپرهیزد: «ولا تَعجَل بالقرآن» (نحل، 114).
 
8. خشیت، معیار صوت حَسَن
 
از رسول خدا سؤال شد چه كسى بهترین صدا را در قرائت قرآن دارد؟ فرمودند: « مَن إذا سَمِعت قِراءَتُهُ رأیتَ أنّه یخشَى اللّهَ»؛ كسى كه وقتی قرائت او را شنیدی، خشیت و خشوع در برابر خداوند را در او ببینی. بعضی از ما وقتی تلاوت قاریان بین المللی را می‌شنویم، با خود می‌گوییم ای كاش من هم می‌توانستم مثل آنها بخوانم؟! از این‌رو، بسیاری از ساده و آسان‏ خواندن قرآن در حضور جمع خجالت می‏‌کشند، در حالی‌كه صوت حَسن، به معنای تقلید از صدای دیگران نیست، بلكه هر مسلمانی، قرآن را با بهترین صدایی كه در اختیار دارد، خوشایند و گوش‌نواز بخواند و توجّه‌اش به عظمت و بزرگی خدا و فهم كلام خداوند باشد، نه به امور دیگر. و این مانند «خُذوا زینتَكم عند كلِّ‌ مَسجدٍ» (اعراف، 31) است، ‌یعنی وقتی به مسجد می‏‌روید، سعی كنید در حدّ امكان، مرتّب و با آرایش و آراستگی متعارف در حدّی كه در اختیار خود دارید به مسجد بروید. 
 
9. همگانی بودن تعلیم و تعلّم قرآن
 
«تَعلّموا القرآنَ وعَلّموهُ الناسَ»؛ قرآن را فرا بگیرید و به مردم یاد بدهید. هر مسلمانی، هم‏زمان، هم معلّم قرآن است و هم متعلّم آن. معلّم آیات و سوره‌‏هایى كه فرا گرفته است و متعلّم نسبت به آیات و سوره‌‏هایى كه هنوز فرصت فراگیرى آن‏ها فراهم نیامده است. پیامبر(ص) می‌فرمایند: «بَلّغوا عَنّی و لو آیَةً»؛  قرآن را از من فرا بگیرید و به دیگران برسانید، گرچه یک آیه باشد. بنابراین، هر آیه‌ای که یاد گرفتیم، موّظفیم آن را به کسانی که علاقه‌مند قرآن هستند بیاموزیم. اصولاً از نظر خدا و رسول، بهترین مسلمان كسی‏ است كه قرآن را می‌آموزد و به دیگران یاد می‌دهد: «خیرُكم مَن تَعلَّم القرآنَ وعَلَّمه». مطابق روش پیامبر اکرم در آموزش قرآن، معلّم و قرآن‌آموز، به هیچ وسیله و ابزار خاصی نیاز ندارد، و هر مسلمانی، زن یا مرد، کودک یا بزرگسال، فرقی نمی‌کند، همه می‌توانند در همۀ زمان‌ها و مکان‌ها، قرآن را آیه به آیه و سوره به سوره، بدون عجله، برای باسواد و بی‌سواد، و برای اهل همۀ زبان‌ها و خط‌ها به‌صورت یکسان و آسان آموزش دهند، (یعنی از بَر بخوانند و همه تکرار کنند).
 
10. تصریف آیات قرآن (حفظ موضوعی و تفسیر قرآن با قرآن)
 
تصریف با خواندن آیات مشابه در کنار هم آغاز می‏‌شود و گسترش می‏‌یابد؛ به گونه‌‏ای که قرآن‌‏آموزان با این تمرین و تکرار می‌‏توانند قرآن را بفهمند و «زبان قرآن» را فرابگیرند. رسول خدا، آیات «وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الْأُولَى . وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى» [نجم، 51] و «وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَيْنَ ذَلِكَ كَثِيرًا» [فرقان، 38] را باهم قرائت کرد. همچنین «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلَاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا» [نساء، 51] را همراه با آیاتی که موضوع آن قریش است، خواندند. امام باقر(ع) سه آیۀ: ‏«إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ» ‎[آل‏عمران،٣١]؛ «حَبَّبَ إلَيكُمُ الإيمانَ وَ زَيَّنَهُ في قُلوبِكُم‏» [حجرات، 7] و «يُحِبّونَ مَن هاجَرَ إلَيهِم ...» [حشر،9] را با هم تلاوت کردند». 
 
11. کوشش برای فهم محور موضوعی سوره‏‌ها
 
پس از یادگیری و حمل چند سوره، قرآن‌آموزان را با این پرسش روبه‏رو می‌کنیم که مثلاً سورۀ علق در مقام بیان چه مطلبی است و چه پیامی برای او دارد؟ قرآن‌آموزان هر چیزی را که محور موضوعی سوره اعلام می‌نمایند، باید برای اثبات مدّعایشان استدلال کنند، یعنی اگر کسی گفت: محور موضوعی سورۀ علق مثلاً «خلقت» ‌است برای استدلال، ‌آیۀ: اِقرَأ‌ بِاسمِ ربّک الّذی خَلَق را تلاوت کند. ابوسعید خدری می‏گوید: «کانَ اصحابُ رسولِ‌ اللّهِ اِذا قَعدوا یتَحدَّثونَ کان حدیثُهم الفقهَ الا انْ یأمُروا رجلاً فَیقرأُ علیهم سورة اَوْ یقرأ رجلٌ سورةً من القرآن»؛ یعنی صحابه (قرآن‌آموزان) در هر فرصتى که در کنار هم قرار مى‏‌گرفتند، در ارتباط با فقه (فهم و درک) خود از قرآن سخن مى‏‌گفتند و این مذاکره بر پایه قرائت و مقارئه سوره‏‌اى از قرآن بود.
 
12. جایگاه آموزش ترجمه و مفاهیم
 
خداوند از ما خواسته است قرآن را تدبّر کنیم: «اَفَلا یتَدَبَّرونَ القُرآنَ» (نساء، 82؛ محمّد، 24). تدبّر قرآن به معنای پی‌جویی و پی‌گیری تدبیری است که خداوند در تفصیل آیات و چینش و نظم آنها انجام داده است، یعنی مثلاً ببینیم خداوند «انسان» را چگونه و در چه آیاتی تعریف می‌كند که برای رسیدن به پاسخ  باید همه آیات و سیاق‌هایی كه در آنها كلمۀ انسان به كار رفته است را بخوانیم و این را نه یكبار بلكه تا پایان عمرمان همواره تلاوت كنیم تا یادمان نرود، ولی، شروع آموزش به شیوه‌هایی مانند ترجمه یا روخوانی، این توان و فرصت را در اختیار ما نمی‌گذارد تا بتوانیم اسلوب بیانی قرآن را در موضوعات بی‌شمار قرآن تدبّر كنیم. پیامبر اکرم(ص) می‌‏فرمایند: «یا اهلَ القرآنَ، وَاتلُوه حقَّ تلاوتِه آناءَ اللیل والنهار، وَتَغَنَّوْهُ وَتَقَنّوْهُ، واذكروا [وتَدَبّروا] ما فیه لعلّكم تُفلِحون»؛ اى اهل قرآن، حق تلاوت قرآن این است كه آن را در همه وقت، شب و روز به‌تدریج بخوانید و قرآن را زمزمه كنید تا جزئى از وجود شما شود، آیات قرآن را به یاد آورید و آن را تدبّر كنید تا به فلاح و رستگارى برسید.
 
آموزش ترجمه و مفاهیم در حین آموزش قرآن، مانع یادگیری زبان قرآن و تکلّم با آن می‌شود و به شناخت قرآن‌آموز از زبان قرآن و معارف آن آسیب فراوانی وارد می‌کند، زیرا به فرض درست ‏بودن ترجمه و مفاهیم ارائه شده، ذهن قرآن‌آموز محدود و دچار نوعی ایستایی می‌شود و از آن پس هرگاه کلام خدا را بشنود، آنچه در ترجمه و مفاهیم به او یاد داده‌اند، به‏ عنوان مفهوم قرآن به ذهن می‌آورد و زمینۀ خلاقیّت او در کشف معنا و مراد کلام خدا فراهم نمی‌گر‌دد؛ مثلاً، برای ترجمۀ «‌والعَصر»‌ اگر «‌قسم به روزگار» ‌مطرح بشود، ‌از این نکتۀ مهم که کلام خدا «‌والعَصر»‌ است و «‌قسم به روزگار»‌ نیست و ارتباط معنایی آن با «خُسر» و «صبر» و «حقّ» و ده‌‏ها موضوع دیگر در این سوره و دیگر آیات که باید از راه انواع فعل و انفعال در ذهن قرآن‌آموز به‏ وجود آید، ‌غفلت می‌شود. رهبر معظّم انقلاب: «قرآن را با زبان خودش باید فهمید. ترجمۀ قرآن نمی‌‏تواند قرآن باشد... به نظر من با قرآن باید انس گرفت. اگر کسی عربی هم نمی‏‌داند... اگر چندبار با دقت بخواند، به‌‏تدریج یک فهم و برداشتی از قرآن پیدا می‏‌کند... قرآن تدبّر می‌‏خواهد... هیچ‏کدام از کتاب‏‌های دینی جای قرآن را نمی‏‌گیرد». (برای مطالعه بیشتر به دو کتاب: آموزش قرآن در سیرۀ نبوی، 1391؛ آموزش قرآن به روش پیامبر، 1402 مراجعه فرمایید).
انتهای پیام
خبرنگار:
امیرحسین جعفری
captcha