کد خبر: 3956156
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۳۹۹ - ۰۰:۰۵
عضو هیئت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد گفت: در نظام خانواده پیشنهادی در اسلام و در وضع گزارش شده از گذشته‌های ایران، شوهر و پدر منشأ نظم و اقتدار و مادر منشأ مهربانی است و همه اعضای خانواده این اقتدار را می‌پذیرند و رعایت می‌کنند.

پدر منشا نظم و اقتدار در نظام پیشنهادی اسلام استحجت‌الاسلام و المسلمین غلامرضا صدیق اورعی، عضو هیئت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد، در گفت‌وگوی وبیناری با ایکنا از خراسان رضوی، در خصوص نقش و تأثیرگذاری اقتدار در نهاد خانواده اظهار کرد: یکی از مسائلی که در یک سازمان اگرچه آن سازمان، سازمانی کوچک باشد، بااهمیت جلوه می‌کند، مساله تصمیم‌گیری است، در مساله تصمیم‌گیری دو مساله «اقتدار» و «قدرت» مطرح هستند که باید تفاوت آن را به خوبی درک کنیم. اگر کسی دنبال هدفی باشد و اصرار بر آن هدف داشته باشد، در مسیر تحقق هدف خود با موانعی هم روبرو شود، به هر قیمتی علیه آن موانع اقدام کند و حتی اگر اشخاصی هم مانع آن شوند، با ابزارها و راه‌هایی، آنها را تحت‌فشار قرار دهد تا از جلوی راه او کنار روند، به چنین فردی، انسان مقاوم در راه خواسته خود می‌گویند.

وی ادامه داد: حال اگر در گروهی که حداقل 2 متشکل از دو نفر باشد، هر دو شخص در موضع‌های مختلف بوده و خواسته‌‎های متفاوتی داشته باشند، شاهد نزاع مداوم بین این دونفر خواهیم بود، یعنی در واقع دو شخصی هستند که خواسته‎‎‌های متفاوتی دارند و دو گزینه پیش‎رو بیشتر ندارند، یا تسلیم شوند و یا به وضعیت «پرخاشگری‌پرخاشگری» ادامه دهند که در مطالعات جامعه‌شناسی به این وضعیت «ساختار معمای زندانی» می‌گویند که در این وضعیت همیشه نزاع مداوم رخ می‌دهد.

عضو هیئت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: اگر یکی از افراد راه مسالمت‌آمیز را در پیش گیرد و دیگری پرخاشگری را، آن کسی که گزینه پرخاشگری را انتخاب کرده و تا آخر ادامه داده است و طرف مقابل هم تغییر مسیر بدهد، آن فرد پرخاشگر به قدرت می‌‎رسد.

این جامعه‎‌شناس در خصوص تفاوت قدرت و اقتدار گفت: قدرت یعنی امکان اعمال اراده خود بر دیگری، برخلاف میل دیگری، که این، گونه‎ای عمل اجتماعی سرد و نابرابر است. اما در بحث اقتدار، اگر دو نفر کاری را آغاز کنند و تعامل مثبت و مورد توافق بین آنها وجود داشته باشد، با رضایت طرفین همراه خواهد بود.

صدیق‎‌اورعی بیان کرد: اگر فردی بیش از طرف دیگری، اقدامات مثبت به نفع آن فرد انجام دهد و فرد مقابل هم نتواند کاری انجام دهد، اندازه امکانات خوبی کردن او بیش از طرف مقابل باشد و آن فرد نتواند جبران کند، بالطبع بیشتر احترام می‎گذارد و یا اطاعت از روی میل انجام می‎دهد و این اطاعت خودخواسته که منشا آن هم، جبران خوبی‌های طرف مقابل است، «اقتدار» گفته می‎‌شود.

وی عنوان کرد: راه دیگر اقتدار این است که در یک تداوم تاریخی، توافقات ساختاری صورت گیرد، در یک سازمان تعریف هنجارها اینگونه باشد که اقتدار به موقعیت خاصی تعلق گرفته است، به‌عنوان مثال، رییس در یک سازمان، اگر به نظام خانواده تاریخی در ایران نگاهی بیندازیم، یا اگر به نظام خانواده توصیه شده در اسلام توجه کنیم، مشاهده می‌کنیم که اقتدار خانواده برای شوهر و پدر است و این یک اقتدار قانونی است، همانند اینکه وارد سازمانی می‎‌شویم که پست مدیریت و ریاست براساس اساسنامه تعریف شده، وظایف و اختیارات سایر موقعیت‌ها نیز تعریف شده است، افراد هم شاکله آن سازمان را می‌پذیرند و طبق مقررات آن را رعایت می‌کنند.

عضو هیئت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد ابراز کرد: از آثار اقتدار اطاعت همراه با احترام، اطاعت همراه با پذیرش درونی است و نه از باب اینکه چون زورت نمی‌رسد، در این جا مساله زور نیست، بلکه فرمانبردار منشا انگیزه و عمل این اطاعت است، حال خانواده می‌تواند اقتدار داشته باشد یا نداشته باشد و این اقتدار می‌تواند برای شوهر و یا برای بانو باشد و هرکسی که اقتدار داشته باشد، می‌تواند نماد قانون و قاعده‌گذاری در خانواده باشد.

مادر منشا مهربانی، تعدیل‌ها و چانه‌زنی‌ها در خانواده

صدیق‌اورعی با بیان اینکه در نظام خانواده پیشنهادی در اسلام و در وضع گزارش شده از گذشته‌های ایران، شوهر و پدر منشا اقتدار و مادر منشا مهربانی است، عنوان کرد: پدر منشا نظم و انشاء هنجار و رعایت قاعده‎‌هاست و همه اعضای خانواده شامل مادر و فرزند این اقتدار را می‌‎پذیرند و رعایت می‌کنند، مادر منشا مهربانی و تعدیل‌ها، چانه‌زنی‌ها و وساطت بین فرزندان و پدر است، این امور را هماهنگی می‌کند و این موضوع، شاکله یک خانواده قدیمی که در اکثر جوامع وجود داشته است.

وی با اشاره به تنوع موضوعی فراوان در جامعه‌شناسی، «ریمون بودون» و «کوزر» را از جمله جامعه‌شناسانی عنوان کرد که در کتاب‌های «منطق اجتماعی» و «مبانی جامعه‌شناسی» به مباحث قدرت و اقتدار و موضوعاتی چون پدر یا مادر مقتدر و قدرتمند در خانواده پرداخته‌اند، خاطرنشان کرد: براساس این دو کتاب، مادر قدرتمند فرمان می‌دهد و انتظار اطاعت از فرزندانش در عمل را دارد، بدون اینکه آنها بخواهند در ذهنشان این موضوع را بپذیرند، مادر مقتدر یا اقتدارطلب، فرمان و مبانی هم برای فرمان‌هایش ارائه می‌دهد و انتظار دارد که فرزندان این مبانی فکری و توجیهات نظری فرمان‌ها و پیشنهادات مقتدرانه را بپذیرند.

آنومی گسترده اقتدار هنجاری، جامعه را متزلزل کرده است

عضو هیئت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: در جامعه ما نیز به‌دلیل اینکه با آنومی گسترده مواجه شده‌ایم و اقتدار هنجاری در کل جامعه متزلزل شده است، این آنومی و نابسامانی اجتماعی طبیعتا در سازمان خانواده آشکار شده است، لذا وقتی که هنجارهای گذشته حجیت خود را از دست داده‌اند، انسان‌ها در یک وضعیت خودمختاری نسبی تصمیم می‎گیرند که چگونه عمل کنند، لذا نزاع مدیریت در خانه پیش می‌‎آید که دیگر به اقتدار منتهی نشده، بلکه به قدرت منتهی می‌‎شود.

این جامعه‌شناس یادآور شد: تحقیقی چند سال پیش در مشهد انجام داده‌ایم، مبنی بر اینکه، که آیا در خانواده مشهدی قدرت و نه اقتدار به شوهر تعلق دارد، یا به بانو و یا به فرزندان، که مطالعات میدانی نشان داد که خانه به خانه این داستان متفاوت است، به دلیل اینکه این موضوع از یک حجیت هنجاری قاعده‌‎مند و اجتماع کل منشا نمی‌‎گیرد و این به نبردی که در هر خانه رخ داده، وابسته است، لذا ما بر این اساس به فرمولی رسیده‌‎ایم که در یک گروه کوچک اگر فردی هدفی داشته باشد، بر آن هدف به شدت اصرار ورزد، هزینه‌‎هایی که دیگران برایش تحمیل می‌‎کند را تحمل کند، قدرت مجازات منازعه‌‎کنندگان را هم داشته باشد، روحیه و اهلیت عاطفی اعمال مجازات را هم داشته باشد، یا در آنجا نزاع مداوم رخ خواهد داد، طرف مقابل عقب‌‎نشینی می‎کند و او به قدرت خواهد رسید.

صدیق‌اورعی به یکی از تئوری‌های بازی اشاره و بیان کرد: براساس یکی از این تئوری‌‎ها، فرض کنیم که جاده آسفالته‎ای به طول چند کیلومتر کشیده شده، اما عرض جاده 2 متر و 20 سانتیمتر است و حاشیه‌های این جاده به اندازه 12 متر با شیب تند به بیابان کشیده شده است. دو ماشین با دو راننده در دو طرف این جاده قرار داده‌اند و از آن‌ها خواسته‌اند تا رو به هم حرکت کنند، با آگاهی از اینکه این جاده عرض باریکی دارد و شیب تندی هم در کنار آن وجود دارد و به آنها هم می‎گوییم هرکسی که در جاده بماند پیروز است. هرکس از جاده منحرف شود، شکست خورده است. اگر هر دو نفر مصمم به پیروزی باشند، هر دو نفر در یک تصادف شدید فوت خواهند کرد و اگر کسی در آخرین لحظات تصمیم به انحراف از جاده بگیرد و ممکن است با سرنگون شدن ماشین او فوت کند یا زخمی شود، طرفی که در جاده می‎‎‌ماند پیروز است و طرف دیگر شکست خورده است و این بازی ترسیم آن چیزی است که در خانواده ایرانی رخ داده و یا در حال رخ دادن است.

این پژوهشگر دینی در خصوص دیدگاه اسلام در این مورد اظهار کرد: در کتاب «ساختار نظام اجتماعی در اسلام» در سال 80 به عنوان طرحی پژوهشی، براساس روایات کتاب وسائل‌الشیعه در جهاددانشگاهی مشهد توسط بنده نوشته شده است، همه نکاتی که به عنوان وظایف الزامی یا مستحباتی که اعضای خانواده باید انجام دهد، گردآوری شده است که به نظر می‌رسد اگر این هنجارها در یک خانواده شوهر-همسری رعایت شود، در آنجا علاوه بر اقتدار شوهر، احترام بانو و پایبندی به قانون برای هر دو طرف برقرار می‎شود و روابط بسیار خوبی با هم خواهند داشت و باید گفت عدول از آن هنجارها به میزانی که صورت گیرد، ساختار خانواده را با چالش مواجه می‌کند.

وی افزود: در جامعه فعلی ما در مشهد، براساس مطالعات زیادی که صورت گرفته در درجه اول تنازعات، جدایی‌ها و شکاف‌های ارزشی وجود دارد که این موضوعات همبستگی وسیعی با دیگر ناهنجاری و کج‌روی‌های اجتماعی دارد.

عضو هیئت علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه فردوسی مشهد در خصوص عوامل پدید آوردن این مسائل، ادامه داد: به نظر من آن عاملی که ساختار خانواده را از تعادل خارج کرده و به شکل مورد به مورد، از این خانواده به خانواده دیگر متفاوت و در عین حال خانواده‌ها را نامتعادل کرده، وضعیت کلان و گسترده آنومی عمومی است که باعث شده حجیت هنجاری در همه‌جا تحت‌الشعاع جدی قرار گرفته شود. در خانواده‌ای که قاعده و هنجاری حاکم نباشد، طبیعی است که افراد به خواسته‌‎های خود اصرار بیشتری بورزند و یکی از عوامل مهم طلاق هم این است، جدا از اینکه نهاد همسرگزینی هم مضمحل شده و چیزی به جای آن ننشسته است.

صدیق‌اورعی در پاسخ به اینکه ادامه مسیر به کجا منجر خواهد شد، ابراز کرد: در این وضعیت یا انسان‌ها آنقدر با مشکلات مواجه می شوند که به این نتیجه می‌رسند که باید قاعده‌ها را دگرگون کنند و تغییر اجتماعی رخ دهد و به توافقات جامعی برسند، تا مشکل حل شود یا اینکه همین مسیر طی شود و بسیاری از انسان‌ها از ازدواج کردن فرار کنند، یا آنهایی هم که ازدواج می‎‌کنند با آمار بیشتری، طلاق بگیرند.

وی تاکید کرد: وقتی مشکلی زیاد و زیادتر شد، امکان بازاندیشی اجتماعی وجود دارد و البته هنوز در سطح کلان این اتفاق تشخیص داده نشده که چاره‌ای اندیشیده شود. اگر جامعه‌ای متعادل باشد، بایستی نظام هنجاری مسلطی داشته باشد و خواسته‎‌های افراد را در یک چارچوب و قالب قرار دهد و گرنه هر فرد، هر روز هنجار خودساخته‌ای تولید خواهد کرد.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: