کد خبر: 4328942
تاریخ انتشار : ۰۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۳
یادداشت

حفظ اعتبار اجتماعی دین در گرو پاکی اخلاقی حاملان آن

قرآن با صراحت کم‌نظیر، به نقد رفتارهای دینیِ اعتمادسوز می‌پردازد، به‌ویژه آن‌گاه که این رفتارها از سوی عالمان و متولیان دین سر می‌زند. این نقدها نشان می‌دهد که قرآن، حفظ اعتبار اجتماعی دین را در گرو پاکی اخلاقی حاملان آن می‌داند.

قرآناعتماد، زیربنای هر نظام معنایی و اجتماعی پایدار است. دین، به‌عنوان یکی از عمیق‌ترین منابع معنا، هویت و هنجار در جوامع انسانی، بیش از هر نظام فکری دیگر، به سرمایه اعتماد وابسته است. با این حال، تجربه تاریخی و وضعیت معاصر بسیاری از جوامع دینی نشان می‌دهد که کاهش اعتماد به نهادهای دینی پدیده‌ای واقعی و رو به گسترش است، پدیده‌ای که پیامدهای آن، از دین‌گریزی خاموش تا سکولاریسم اجتماعی قابل مشاهده است. در همین خصوص مجتبی انصاری‌مقدم، پژوهشگر و استاد علوم قرآن و حدیث یادداشتی در اختیار ایکنای خراسان‌‌ رضوی قرار داده است که در ادامه می‌خوانیم؛
 
قرآن کریم، برخلاف رویکردهای تقدیس‌گرایانه نهاد دین، با نگاهی واقع‌گرایانه و انتقادی، امکان آسیب‌دیدن اعتماد مردم به دینداری و دینداران را به رسمیت می‌شناسد و حتی بخش مهمی از انحرافات دینی را نه در متن دین، بلکه در رفتار متولیان، مبلغان و حاملان اجتماعی دین ریشه‌یابی می‌کند. از این منظر، بحران اعتماد به دین، پیش از آنکه بحرانی معرفتی باشد، بحرانی اخلاقی و رفتاری است.
 

اعتماد در منطق قرآنی؛ مفهومی اخلاقی _ اجتماعی

 
هرچند واژه اعتماد به‌صورت اصطلاحی در قرآن نیامده است، اما مفاهیمی چون «أمانت»، «صدق»، «عدل»، «وفاء» و «قسط» چارچوب معنایی اعتماد را شکل می‌دهند. قرآن، جامعه ایمانی را جامعه‌ای می‌داند که روابط آن بر پایه امانت و صداقت استوار است: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا» (نساء، ۵۸) در این آیه، امانت مفهومی عام است که شامل قدرت، دانش، مرجعیت و دین نیز می‌شود. دین، از منظر قرآن، امانتی الهی در دست انسان‌هاست و هرگونه سوءاستفاده از آن، خیانت به اعتماد عمومی تلقی می‌شود. بنابراین، اعتماد دینی، نه یک احساس صرف، بلکه نتیجه مشاهده صداقت و عدالت در رفتار دینداران و نهادهای دینی است. قرآن با صراحت کم‌نظیر، به نقد رفتارهای دینیِ اعتمادسوز می‌پردازد، به‌ویژه آن‌گاه که این رفتارها از سوی عالمان و متولیان دین سر می‌زند. این نقدها نشان می‌دهد که قرآن، حفظ اعتبار اجتماعی دین را در گرو پاکی اخلاقی حاملان آن می‌داند.
 
دوگانگی گفتار و رفتار
 
یکی از بنیادی‌ترین عوامل فرسایش اعتماد دینی، شکاف میان گفتار دینی و عمل دینی است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ * کَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ»(صف، ۲–۳) این آیه، نفاق عملی را نه صرفاً خطایی شخصی، بلکه امری مقت‌آور در نزد خدا معرفی می‌کند. تجربه اجتماعی نیز نشان می‌دهد که مردم، پیش از آنکه از آموزه‌های دینی فاصله بگیرند، از ناهماهنگی حاملان دین با ادعاهایشان دل‌زده می‌شوند.
 
دنیاطلبی و بهره‌برداری ابزاری از دین
 
قرآن به‌صراحت نسبت به تبدیل دین به ابزار کسب قدرت، ثروت یا منزلت اجتماعی هشدار می‌دهد: «وَلَا تَشْتَرُوا بِآیَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِیلًا» (بقره، ۴۱) این هشدار، ناظر به هر وضعیتی است که در آن دین، به کالایی برای معامله تبدیل شود. هنگامی‌‌که مردم احساس کنند دین در خدمت منافع گروهی یا شخصی قرار گرفته، اعتماد خود را نه‌تنها به نهادهای دینی، بلکه به اصل دینداری از دست می‌دهند.
 
تحریف حقیقت و کتمان آگاهانه
 
یکی دیگر از عوامل عمیق بحران اعتماد، تحریف گزینشی دین یا کتمان بخش‌هایی از حقیقت به مصلحت قدرت است:
«إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَى…» (بقره، ۱۵۹) قرآن، کتمان حقیقت دینی را خیانتی معرفتی و اجتماعی می‌داند. جامعه‌ای که احساس کند حقیقت دینی به‌طور کامل و صادقانه عرضه نمی‌شود، به‌تدریج دچار بی‌اعتمادی ساختاری خواهد شد.
 

نسبت دین، اعتماد و رفتار متولیان دین

 
در تحلیل قرآنی، دین به‌خودی‌خود دچار بحران نمی‌شود و آنچه دچار بحران می‌شود، تصویر اجتماعی دین است که از خلال رفتار متولیان آن شکل می‌گیرد. قرآن، بارها از اقوامی یاد می‌کند که از پیام الهی روی‌گردان شدند، نه به‌سبب ضعف پیام، بلکه به‌سبب فساد نمایندگان دینی و اجتماعی آن: «فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» (بقره، ۷۹) این آیه، به‌روشنی نشان می‌دهد که رفتار متولیان دین می‌تواند واسطه اعتماد یا بی‌اعتمادی به دین شود و در نتیجه، اعتماد دینی، امری بیرونی و تحمیلی نیست، بلکه محصول تجربه زیسته مردم از دینداری نهادینه‌شده است.
 
قرآن، در کنار نقد، مسیر بازسازی اعتماد را نیز نشان می‌دهد. این بازسازی، نه با تبلیغ بیشتر، بلکه با اصلاح عمیق رفتار دینی ممکن است.
 
بازگشت به صدق و شفافیت
 
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ» (توبه، ۱۱۹) صدق، بنیان اعتماد است. شفافیت در گفتار، پذیرش خطا و پرهیز از توجیه‌گری، از مهم‌ترین مؤلفه‌های بازسازی سرمایه دینی‌اند.
 
تقدم عدالت بر مصلحت‌گرایی دینی
 
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِكُمْ...» (نساء، ۱۳۵) قرآن، عدالت را حتی بر حفظ ظاهر دینی مقدم می‌داند. جامعه‌ای که ببیند دین در برابر بی‌عدالتی سکوت نمی‌کند، بار دیگر به اخلاق دینی اعتماد خواهد کرد.
 
فروتنی معرفتی و پرهیز از تقدس‌سازی نهادی
 
یکی از آموزه‌های مهم قرآن، نفی قداست‌بخشی به انسان‌ها و نهادهاست. پیامبر نیز مأمور است بگوید: «إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ» (کهف، ۱۱۰) پذیرش خطاپذیری متولیان دین، نه تهدید دین، بلکه شرط بقای اعتماد به آن است. از منظر قرآن، بحران اعتماد به دین، بیش و پیش از آنکه ناشی از ضعف آموزه‌ها باشد، محصول فاصله گرفتن رفتار دینی از اخلاق قرآنی است. دین، هنگامی اعتبار اجتماعی خود را از دست می‌دهد که حاملانش از صدق، عدالت، امانت و فروتنی فاصله بگیرند.
 
قرآن، با نگاهی شجاعانه و اصلاح‌گرانه، راه نجات دین را نه در دفاع بی‌چون‌وچرا از نهادها، بلکه در بازگشت نقادانه به اخلاق بنیادین دینی می‌داند. اعتماد، امری تحمیلی نیست، سرمایه‌ای است که تنها در پرتو رفتار عادلانه، صادقانه و انسان‌مدار بازسازی می‌شود.
انتهای پیام
captcha