بحران ازدواج و افزایش طلاق در بسیاری از جوامع معاصر، از جمله جوامع اسلامی، زنگ هشداری است نسبت به ضعف سازوکارهای فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی که نقش محافظ پیوند زناشویی را دارند. قرآن کریم نهتنها اصول بنیادین اخلاقی و حقوقی خانواده را بیان میکند، بلکه راهبردهای رفتاری، نهادی و اصلاحی برای مواجهه با تعارضها، پیشگیری از فروپاشی و تحکیم پیوندها ارائه میدهد. مفاهیم مؤدت، رحمت و آموزههای مربوط به صلح، شور و صبر، قابلیت بازخوانی و کاربردیسازی در چارچوب سیاستگذاری اجتماعی و برنامههای تربیتی معاصر را دارند.
خبرنگار ایکنای خراسانرضوی به منظور بررسی «پاسخ قرآن به بحران ازدواج و افزایش طلاق و تبیین قرآنی این مسئله»، گفتوگویی با زهره صداقت، دکترای مطالعات زنان، کارشناس علوم قرآنی و دبیر علمی خانه اندیشه و گفتوگوی خانواده انجام داده است که در ادامه میخوانیم؛
در ابتدا باید به اصول قرآنی بنیادین مرتبط با پایداری خانواده توجه داشت. هدف اصیل ازدواج مؤدت و رحمت است. قرآن صراحتاً ازدواج را پیوندی معرفی میکند که بر محبت و رحمت بنا شده است. در آیه ۲۱ سوره «روم» آمده است: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکم مِنْ أَنفُسِکمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکنُوا إِلَیهَا وَجَعَلَ بَینَکم مودّت وَ رَحْمَةً». این آیه چارچوب ارزشی و غایت رابطه زناشویی را شامل آرامش (سُکنَی)، محبت عاطفی (مؤدت) و رحمت توأم با شفقت مشخص میکند. هدف دیگر ازدواج، تعهد متقابل و حقوق و تکالیف مشترک است که در آیات متعدد، از جمله آیه ۲۲۸ سوره «بقره» و آیه ۳۴ سوره «نساء»، تأکید شده که زوجین دارای حقوق و مسئولیتهای متقابلاند و این تعادل حقوقی، اخلاقی شرط پایداری پیوند است.
نظر به اهمیت مسئله ازدواج، قرآن راهکارهای حقوقی و میانجیگری نیز برای جلوگیری از فروپاشی پیوند ارائه میدهد. درواقع، قرآن سازوکارهایی برای مواقع بحران معرفی کرده که هدف آن احیای رابطه است، نه ترویج جدایی. در این راستا، آیه مربوط به حکمرانی میانجی و مشاور در اختلاف زوجین در سوره «نساء»، آیه ۳۵ آمده است: «وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَینِهِمَا فَابْعَثُوا حَکمًا مِّنْ أَهْلِهِ وَحَکمًا مِّنْ أَهْلِهَا…». همچنین، آیات سورههای «طلاق» و «بقره»، رویکردهایی حقوقی و آمیخته با مصلحتسنجی برای تنظیم بازههای زمانی، مصالحه و مواجهه با پیامدهای جدایی ارائه میکنند.
قرآن پا را فراتر میگذارد و فضیلت صبر، احسان و اصلاح درونی نسبت به این پیوند را بهعنوان پیششرط اصلاح خانواده مطرح میکند. در آیه ۶ سوره «تحریم»، «قُوا أَنفُسَکمْ وَأَهْلِیکمْ نَارًا…» ابتدا بر خودسازی، سپس مراقبت از خانواده تأکید شده است.
در این راستا، پیشگیریهای فرهنگی ـ تربیتی اهمیت دارد. تعلیم مقولاتی مانند مهرورزی، کنترل خشم، مدیریت اختلاف و مسئولیتپذیری پیش از ازدواج (در برنامههای پیش از ازدواج، مشاوره زوجین، آموزشهای مدارس و مساجد) بازتولید میشود. آموزههای قرآنی درباره شرافت پیوند و تعهد، محتوای اصلی این دورهها باید باشد. همچنین، نهادینهسازی میانجیگری زناشویی ضرورت دارد. براساس آیات قرآن، نهادهای محلی حل اختلاف (حَکَم) با آموزش دینی و روانشناختی میتوانند در سطح محله و خانواده شکل بگیرند تا پیش از گسترش درگیری حقوقی و طلاق رسمی، زمینه مصالحه فراهم شود.
علاوه بر این، بازخوانی حقوقی مبتنی بر مصلحت خانواده نیز اهمیت دارد. قوانینی که طلاق را آسان میکنند یا حمایت حقوقی ضعیفی برای بازگشت سازش فراهم میکنند، باید به سمت تشویق سازش، توانمندسازی اقتصادی خانوادهها و حمایت از رواندرمانی زوجین تغییر یابند. آموزههای قرآنی تأکید بر حفظ کرامت طرفین و جلوگیری از ظلم، مبنای این اصلاحات است.
قرآن همواره بر مسئولیت اجتماعی و شبکههای حمایتی تأکید دارد و خانواده گسترده و جامعه مسئول را ترویج میکند. در این میان، تقویت روابط فامیلی و ایجاد سیاستهای حمایتی برای زوجین جوان (مسکن، اشتغال، تسهیلات خانوادگی) فرآیندی عملیاتی برای کاهش عوامل ساختاری طلاق محسوب میشود.
امروز نیازمند بازتعریف مفاهیم مؤدت و رحمت در متن معاصر هستیم. مؤدت، محبتِ متعهدانه است و در آیه ۲۱ سوره روم، به معنای محبتی است که همراه با التزام، احترام و مسئولیتپذیری است؛ نه صرفاً احساس گذرا یا خودمرکزی. در جامعه فردگرا، عشق اغلب بهصورت خواستن خشنودی شخصی فرسایش مییابد، اما مؤدت قرآنی، عشق را به آیین مسئولیتپذیری تبدیل میکند.
رحمت، شفقت و رأفت عملی در قرآن نیز ناظر بر پذیرش ضعفها، مراقبت از یکدیگر و عمل به نفع دیگری حتی در شرایط سخت است. در عصر فردگرایی، این معنا مقاومتی اخلاقی در برابر خودمحوری فراهم میآورد. این دو واژه، کارکردهای کلیدی در جامعه فردگرا دارند و به پایدارسازی سرمایه اجتماعی خانوادگی کمک میکنند. مؤدت و رحمت، بهمثابه نهادهای اخلاقی، اعتماد بین زوجین را بازسازی و از تبدیل روابط به مبادلات اقتصادی یا ابزاری جلوگیری میکنند. همچنین زمینه محدودسازی خودمحوری و ترویج مسئولیت اجتماعی را فراهم میآورند. آموزههای مؤدت و رحمت بر الزام به دیگرینگری تأکید دارند و این رویکرد میتواند در برابر مصرفگرایی احساسی و فردگرایی عاطفی مقاومت فرهنگی ایجاد کند.
علاوه بر این، در عرصهای که سلامت روان بهعلت انزوای اجتماعی و مقایسهگرایی مجازی آسیب میبیند، مؤدت و رحمت بستر روابط میانفردی امن و معنادار فراهم میآورند که میتواند از افسردگی و اضطراب تا حدی پیشگیری کند. مؤدت و رحمت الگوساز رفتاری برای حل تعارض هستند؛ مؤدت اقتضا میکند پیش از تسلیم به انتقام یا جدایی، راه صلح و سازش جستجو شود و رحمت مانع رفتارهای تلافیجویانه و خشونتآمیز میگردد.
توجه به مسئله مؤدت و رحمت پیامدهای نهادی و فرهنگی نیز دارد. در عرصه آموزش و رسانه، ترویج این گفتمان در متون آموزشی و محتوای رسانهای میتواند الگوهای همدلی و مسئولیتپذیری را تقویت کند. در زمینه سیاستگذاری اجتماعی نیز، حمایت از نهادهای خانوادهمحور مانند مراکز مشاوره، برنامههای توانمندسازی زوجین و سیاستهایی که بهرهمندی از مؤدت را تسهیل میکنند، مثل مرخصی والدین و تسهیلات مسکن، باید در دستور کار قرار گیرد.
برای عملیاتیکردن الگوهای ارتباطی قرآنی در خانوادههای نسل جدید، باید سه سطح را در نظر گرفت: فردی (درون خانواده)، میانجی (محله، مؤسسه و مدرسه) و ساختاری ـ سیاستی (قوانین، رسانه، نظام رفاهی). در هر سطح، گامها و سازوکارهای مشخص و قابل سنجش پیشنهاد میشود.
در سطح فردی، اصول ارتباطی قرآنی قابل تبدیل به رفتار هستند. گفتوگوی حکیمانه و مؤدبانه یکی از آنهاست. در آیه ۱۲۵ سوره نحل آمده است: «ادعُ إِلی سَبیلِ ربِّک بِالحِکمةِ…»؛ یعنی آموزش شیوه خطابه مؤدبانه و اقناعگرایانه در خانواده ضروری است. علاوه بر این، قرآن به مسئله مشاوره و شورای خانوادگی توجه دارد. در آیه ۳۸ سوره شوری از «شورا» تمجید شده و باید تصمیمگیری زوجی و مشارکتی ترویج شود. در آیه ۳۸ سوره بقره نیز بر احترام و پوشش کرامت طرف مقابل تأکید شده است: «هُنَّ لِبَاسٌ لَکمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ»، که مفهوم آن حمایت، حفظ اسرار و کرامت یکدیگر است و میتواند به رفتار روزمره ترجمه شود.
صبر و تأمل در مواجهه با تعارض و گذشت نیز در آموزههای قرآنی بارها مورد تأکید قرار گرفته است. گامهای عملی الگوهای ارتباطی قرآنی در سطح خانوادگی شامل آموزش مهارتهای ارتباطی در خانواده است که در قالب کارگاههای عملی برای زوجین، با عناوینی مانند گفتوگوی مؤثر زوجین، شیوههای گوش دادن فعال و کنترل خشم، ارائه میشود و مبنای محتوایی آنها آیات و نصایح قرآنی و منطبق با روانشناسی تربیتی است. همچنین، برگزاری نشست هفتگی خانه برای شور خانوادگی پیشنهاد میشود؛ در این جلسات، امور مشترک، مرور ارزشها و شنیدن دغدغههای فرزندان مطرح میشود.
الگوی رفتاری والدین نیز اهمیت دارد. برنامه خودسازی والدین، مانند تهیه منشور خانوادگی مبتنی بر مؤدت و رحمت و پایبندی به آن، به همراه وضع قواعدی برای حل اختلاف (مانند وقفه آرامسازی، قانون نوبت صحبت، عدم اهانت و تضمین اجرای آنها) از جمله گامهای عملی بهعنوان الگوی ارتباطی قرآنی است.
گامهای عملی الگوهای ارتباطی قرآنی در سطح مؤسسات محلی و آموزشی (سطح میانجی) نیز با ادغام آموزههای قرآنی در برنامههای مدارس و دانشگاهها قابل ارائه است. واحدهای آموزشی مهارتهای زندگی، حل تعارض و مهارتهای زناشویی باید با منطق و معانی قرآنی تدوین و اجباری شوند. ایجاد مراکز مشاوره خانوادگی در مساجد و مراکز فرهنگی، با حضور مشاوران دینی ـ روانشناس، میتواند پیوند بین آموزههای قرآنی و روشهای علمی را برقرار کند. پروژههای رسانهای محلهای، شامل تولید محتوای کوتاه و جذاب (ویدئو، پادکست) که الگوهای گفتوگوی قرآنی را نمایش دهند، بهویژه برای مخاطبان جوان در شبکههای اجتماعی، تأثیرگذار است.
در سطح ساختاری و سیاستگذاری (سطح کلان)، حمایت قانونی از برنامههای پیش از ازدواج و مشاوره اجباری پیش از طلاق اهمیت دارد. قوانین باید سازوکاری برای ارجاع خودکار زوجین به مراکز میانجیگری و مشاوره قبل از تصمیم نهایی طلاق فراهم کنند. سیاستهای رفاهی حمایتی خانواده، از جمله مسکن مناسب، تسهیلات اشتغال برای زوجین جوان، مرخصی والدین و پشتیبانی مالی در بحرانهای اولیه خانواده، و تقویت ظرفیت نهادهای محلی میانجی و آموزش میانجیگران مطابق الگوهای قرآنی (بیطرفی، عدالت، تقوا) بهعنوان الگوی ارتباطی قرآنی ضروری است.
انتهای پیام