کد خبر: 4329928
تاریخ انتشار : ۰۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۴۲
یادداشت

روایت تولد بصیرت در دامان شجاعت

سال‌ها پیش از آنکه نغمه گریه نوزادی در فضای مدینه بپیچد، علی(ع) با نگاهی نافذ به افق‌های دوردست عاشورا، در جست‌وجوی شریکی برای زندگی بود که تبارش با شجاعت و دلیری گره خورده باشد. گویی تاریخ باید مادری چون ام‌البنین را می‌آفرید تا دامن پاکش، پرورشگاه ذخیره‌ استراتژیک ولایت شود.

ابوالفضل العباسچهارم شعبان سال ۲۶ هجری، تقویم تاریخ اسلام تنها شاهد تولد یک نوزاد در خانه امیرالمؤمنین(ع) نبود، بلکه نظاره‌گر تحقق یک مهندسی الهی برای روزهای طوفانی آینده بود. سال‌ها پیش از آنکه نغمه گریه نوزادی در فضای مدینه بپیچد، علی(ع) با نگاهی نافذ به افق‌های دوردست عاشورا، در جست‌وجوی شریکی برای زندگی بود که تبارش با شجاعت و دلیری گره خورده باشد. گویی تاریخ باید مادری چون ام‌البنین را می‌آفرید تا دامن پاکش، پرورشگاه «ذخیره‌ استراتژیک ولایت» شود. از این‌رو، ولادت عباس بن علی(ع)، طلوع یک سردار نظامی نیست، بلکه ظهور منظومه‌ای از معرفت که قرار است تعریف برادری را در قاموس بشریت تغییر دهد. در همین خصوص رضا ملازاده یامچی، پژوهشگر دینی، یادداشتی در اختیار ایکنای خراسان‌رضوی قرار داده است که در ادامه می‌خوانیم؛
 
وقتی به ساحت شخصیت قمر بنی‌هاشم نزدیک می‌شویم، نخستین چیزی که نگاه مفسران و اندیشمندان را خیره می‌کند، نه فقط قامت رشید و بازوان ستبر، بلکه هندسه‌ روحی و روانی اوست. قرآن کریم در سوره مبارکه حشر، تصویری از انسان‌های تراز را ترسیم می‌کند که دیگران را بر خود مقدم می‌دارند، هرچند خود در نهایت نیاز باشند و چه کسی شایسته‌تر از عباس برای تفسیر عملی این آیه؟ علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان، این جنس از ایثار را فراتر از سخاوت‌های معمولی و گذشتن از مال می‌داند و این گذشتن از جان و عبور از خویشتن است. حضرت عباس(ع) در شریعه فرات، آب را ندید، بلکه تصویر عطش ولی خدا را در آب دید و آنجا بود که خود را در برابر امام ذبح کرد.
 
اما راز این ایثار چیست؟ چرا عباس(ع) در میان تمام یاران، جایگاهی می‌یابد که به فرموده امام سجاد(ع)، تمام شهدا در روز قیامت به مقامش غبطه می‌خورند؟ پاسخ را باید در کلام عمیق امام صادق(ع) جست‌وجو کرد که عموی خویش را با صفت شگفت‌انگیز نافذ البصیره می‌ستاید. در زمانه‌ای که غبار فتنه، تشخیص حق از باطل را حتی برای خواص دشوار کرده بود، عباس(ع) به مدد این بصیرت رخنه‌کننده، از پوسته‌ ظواهر عبور کرد. ایمان او، ایمانی عاریتی و احساسی نبود که با تغییر بادهای سیاسی بلرزد، بلکه ایمانی صلب و سخت بود که ریشه در شناختی عمیق از جایگاه امامت داشت.
 
در حقیقت، عباس بن علی(ع) را باید معلم ادب ولایی دانست. در عرفان ناب شیعی، ادب تنها به معنای رعایت تشریفات ظاهری نیست، ادب یعنی شناخت حد و حدود و نگه داشتن حرمت جایگاه‌ها. هنر بزرگ عباس این بود که با وجود داشتن تمام فضایل دلاوری و هاشمی، هرگز خود را در عرض امام حسین(ع) ندید، بلکه با تمام وجود پذیرفت که در طول اراده‌ اوست. رابطه‌ او با سیدالشهدا، رابطه‌ دو برادر نبود، رابطه‌ ماه و خورشید بود. ماه از خود نوری ندارد و تمام درخشش‌اش را مدیون قرار گرفتن در مدار خورشید است. او می‌دانست که اگر لحظه‌ای از مدار اطاعت خارج شود، در تاریکی منیت سقوط خواهد کرد.
 
اوج این معرفت و ادب را می‌توان در مواجهه با امان‌نامه دید. آنجا که دشمن می‌کوشد با تکیه بر پیوندهای قبیله‌ای و دنیایی، او را از مدار حسین(ع) جدا کند، پاسخ عباس، فریاد بلند توحید است. رد کردن امان‌نامه شمر، تنها پاره کردن یک کاغذ نبود، رد کردن تمام تعلقاتی بود که می‌خواست میان عاشق و معشوق فاصله بیندازد. او با این نه تاریخی، نشان داد که امنیت و حیات، تنها در سایه‌سار ولایت معنا دارد و زندگی بدون امام، عین مرگ است.
 
امروز و در جشن میلاد علمدار کربلا، جهان مدرن و انسان سرگشته‌ معاصر، بیش از هر زمان دیگری به بازخوانی این الگوی رفتاری نیازمند است. در عصری که فردگرایی و منفعت‌طلبی، فضیلت شمرده می‌شود و خود در مرکز هستی قرار گرفته، عباس(ع) به ما می‌آموزد که کمال انسان در فنا شدن برای حقیقتی برتر است. ولادت او، دعوت به یک بازنگری در مفهوم زندگی است، دعوتی برای آنکه بیاموزیم چگونه می‌توان قدرتمند بود، اما متواضع. چگونه می‌توان دلاور بود اما مطیع و چگونه می‌توان در هیاهوی زمانه، چشم از قطب‌نمای ولایت برنداشت. او آمد تا به تاریخ بگوید: راه رسیدن به خدا، از مسیر تسلیم در برابر ولی خدا می‌گذرد.

 

انتهای پیام
خبرنگار:
امیرحسین جعفری
captcha