کد خبر: 3910949
تاریخ انتشار: ۲۷ تير ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۱
آیت‌الله علی‌اکبر رشاد:

کشف قلمرو دین از عهده یک برهان کلامی خارج است

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: تعیین و کشف قلمرو دین وظیفه یک برهان کلامی خارجی نیست و وظیفه یک فقیه و محدث است که سیر کند تا بفهمد چه مقدار از منابع معرفتی نیازهای ما را پوشش می‌دهد و آن به عنوان قلمرو دین تعیین می‌شود.

حداقلی و حداکثری ندانستن قلمرو دین در کتاب «علم دینی از چیستی تا چگونگی»به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، در نشست تخصصی «علم دینی» که به منظور رونمایی از مجموعه کتاب‌های «علم دینی از چیستی تا چگونگی» نوشته حجت الاسلام محمدحسن وکیلی، 26 تیرماه در مؤسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام به صورت ویدئوکنفرانس، حضور یافته بود، اظهار کرد: این موضوع که نمی‌توان تمام مسائل علم را براساس گزاره‌های دینی پاسخ داد، در قسمت دوم جلد اول کتاب مطرح شده است و بعضی از متفکرین معتقد به قلمرو حداقلی دین هستند، مانند جریانات روشنفکری و برخی معتقد به قلمرو حداکثری دین هستند که این نیز طیف‌های مختلفی دارد و آن چیزی که در کتاب به عنوان یکی از وجوه تمایز و نوآوری‌ها محسوب می‌شود این است که قلمرو دین در مسئله علم دینی را نه حداقلی می‌دانیم نه حداکثری و اساسا تعیین و کشف قلمرو دین وظیفه یک برهان کلامی خارجی نیست و وظیفه یک فقیه و محدث است که سیر کند تا بفهمد چه مقدار از منابع معرفتی ما نیازهای ما را پوشش می‌دهد و آن، به عنوان قلمرو دین تعیین می‌شود.

وی تصریح کرد: یکی از موضوعاتی که جای طرح و تببین دارد، پرسش هایی است که بنده از آن‌ها به مباحث پیشاپیش انگاره تعبیر می‌کنم و یک سلسله مباحث و عناصر داریم که از آن‌ها به عنوان مبادی علم تعبیر می‌کنیم و بخش عمده فلسفه هر علمی را مبادی تشکیل می‌دهد.

رشاد افزود: پیش از مبادی چهار پرسش باید پاسخ یافته باشد که عبارت اند از: امکان علم دینی، روایه علم دینی، سودمندی علم دینی و بایستگی علم دینی که اگر پاسخ مثبت پیدا کنند، سخن گفتن از علم دینی روا می‌شود اما اگر به این پرسش‌ها پاسخ منفی بدهیم، دیگر نوبت به بحث از علم دینی نخواهیم رسید.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: یکی از خطاهایی که اصحاب معرفت در مباحث فلسفه‌های مضاف، مرتکب می‌شوند این است که این چهار پرسش را در زمره مبادی علم تلقی می‌کنند، کما اینکه پاسخ به این پرسش‌ها جزو فلسفه هر علمی است، اما جزو مبادی آن علم قرار نمی‌گیرد.

وی خاطرنشان کرد: این چهار پرسش به 14 چالش پرسش تجزیه می‌شوند، یکی از این پرسش‎ها این است که می‌گویند اصولا تولید علم در اختیار کسی نیست و امری ارادی نیست، پیدایش و پویش و پایش علم و دگرگونی‌های آن پروژه نیست که با ترفند بتوان آن را مدیریت کرد بلکه پروسه است که طبق فرایند اتفاق می‌افتد و تابع آگاهی و اراده حکومت و دستگاهی نیست تا او را مدیریت کند و با تدبیر خود رسم و روند معرفت را اداره کند و برای مثال بجای علم سکولار علم دینی تولید کند و یکی از حضرات گفته است که معرفت و فکر آزاد هستند و فرمان نمی‌گیرند که این عبارات علمی نیست.

رشاد عنوان کرد: در پاسخ به این چالش پرسش باید گفت که واقعیت این است که علم، فعالیت مغزی است و این فعالیت مغزی و تلاش علمی از افعال آدمی است که برآیند آگاهی و اراده است و اتفاقی که تحت‌تاثیر آگاهی و اراده رخ نداده است صحیح نیست، فعل برخواسته از آگاهی و اراده لزوما ثمربخش است و منتهی به غایتی که مرید و عالم آن داشته است خواهد شد و فعالیت مغزی، یک فعل است که فعل تابع آگاهی و اراده است و می‌توان فعل را تغییر داد.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اضافه کرد: پاسخ دوم این است که در واقع خارج و عرصه حیات بشر، تاریخ علم تاریخ علم خلاف این را اثبات کرده است و حافظه تاریخی بشر از مردان بزرگی نام می‌برد که خودآگاهانه و براساس اراده و متکی بر عزم، به تدابیر حکمتگونه و تلاش های نستوهانه اتکا کردند و فعالیت علمی انجام داده‌اند و توانسته‌اند علومی را تاسیس کنند و آن را توسعه دهند و تاریخ معرفت وامدار اراده و آگاهی و سختکوشی چنین مردانی است.

وی تصریح کرد: نکته سومی که می‌توان در قبال این چالش پرسش کرد این است که اصولا تکَون هر دانشی در گرو انباشت مجموعی از قضایای حاصل از تعامل مولفه‌های رکنی سازگار با دانش است و اصطلاحی وجود دارد تحت عنوان مولفه‌های رکنی علم که از مبانی، موضوع، منطق، آیت و مسائل علم تشکیل می‌شود و هرگاه این پنج مولفه به نحو سازگار و متناسب صورت‌بندی بشوند علم پدید می‌آید.

رشاد عنوان کرد: به تعبیر دیگر تا زمانی که ما در این پنج مولفه به مبنا و موضع دست نیافته باشیم اصولا علمی تولید نشده و اگر چنین باشد این مولفه‌ها به اشکال مختلف طلقی می‌شوند و اصولا اجماعی بین بشر و نخبگان بشر درخصوص مبانی، مسائل، موضوع، منطق و آیت، علم‌های گوناگون وجود ندارد و هر گروه و مکتبی در این پنج‌مولفه موضعی دارد و در حقیقت فهم و موضع آحاد، اشخاص و نخبگان درخصوص این پنج مولفه متفاوت است.

علم دینی و نسبت علم و دین

در بخش دیگری از این نشست حجت‌الاسلام حمید پارسانیا، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، که او هم به صورت ویدئو کنفرانس در این نشست حضور یافته بود در رابطه با موضوع علم دینی و نسبت علم و دین اظهار کرد: نه تنها در جمهوری اسلامی ایران بلکه تمامی امت اسلامی به پرداختن به آن نیاز دارند و در طول تاریخ، مفهومی که از آن قرار گرفته فراز و فرودهایی در تعریف محدوده علم، روش علم و موضوعاتی که علم به آن پرداخته وجود دارد و به نظر می‌رسد که هر تاریخ و فرهنگ و تمدنی را با یک سری مفاهیم می‌شود نشان داد و یکی از مفاهیمی که بیش از باقی می‌تواند وضعیت جامعه را نشان دهد مفهوم علم است، منظور این است که هرجامعه ای چه برداشتی از علم دارد و چه مقداری از علوم در آن حضور دارد.

وی افزود: امام علی (ع) می‌فرمایند که ارزش هر فرد به علم اوست و البته ارزش هر جامعه نیز به علم اوست و هر نظام اجتماعی بخشی از علوم را می‌پذیرد و معنایی از علم را به خودش راه می‌دهد یا اینکه آغوش خودش را نسبت به همه علوم باز می‌کند و امت اسلامی هم از این مساله مستثنی نیست.

این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: نسبت علم با عقل نسبتی نزدیک است و تحولاتی که معنای عقل در طول تاریخ پیدا کرد است به سرعت در معنای علم اثر گذاشته و افرادی که به جامعه مدرن و جوامع غربی پرداخته اند و درباره هویت آن بحث کرده‌اند به این مساله توجه داشته‌اند که جامعه با معنای جدیدی از عقل و علم شکل پیدا کرد و معانی‌ای را کنار زد و از جمله کسانی که به این مساله پرداخته است، جامعه‌شناس معروف آلمانی، ماکس وبر است که معتقد است ویژگی جهان مدرن عقلانیت ابزاری است و سطوح دیگر عقل را نپذیرفت و سپس معنای خاصی از علم را این عقلانیت به دنبال آورده است که همان علم تجربی و پوزیتویستی است.

پارسانیا خاطرنشان کرد: امت اسلامی نیز با کتاب قرآن و وحی الهی شکل می‌گیرد، قرآن کتاب علم است و علم در قرآن معنایی در خودش دارد که این معنا ویژگی هایی دارد که جزو ابزارهای معرفتی هستند که می‌توان به عقل مفهومی، ملکوت، وحی، عالم طبیعت و صفات الهی اشاره کرد که با نظر به آن ها معرفت و علم حاصل می‌شود.

وی اضافه کرد: یکی از مباحثی که در طول تاریخ اسلام وجود داشته اما نه به شدت امروز، رابطه جامعه اسلامی با علم و نسبت علم با دین بوده و در گذشته به صورت رابطه عقل با دین و شریعت مطرح می‌شد، اما آن زمان آنقدر این مساله مهم نبوده اما در سده اخیر که علوم مدرن سازمان های علمی ما را تسخیر کرده است، بیشتر درگیر این مساله هستیم و از آغاز انقلاب این مساله مورد نظر است.

این پژوهشگر دینی بیان کرد: انقلاب ما بدون حوزه های علمیه و مراجع نمی‌توانست شکل پیدا کند و همیشه علم دینی در سطوحی در جامعه ما وجود داشته و دارد اما علوم مدرن هم اکنون اضافه شده است.

پارسانیا در رابطه با مفهوم علم در نظام آموزشی فعلی گفت: مفهوم علم را نظام آموزشی و آکادمیک ما تعریف می‌کند، در مدرسه مفهوم مدرن علم بیان می‌شود و دروس حوزوی ما در تعریفی که امروز در نظام های آکادمیک برای علم وجود دارد علم نیستند و در تقسیم‌بندی علوم موجود نه جزو علوم اجتماعی حساب می‌شوند و نه جزو علوم پایه.

وی ادامه داد: حوزه‌های علمی در تعریفی که نظام آموزشی ارائه می‌دهد جایگاه علمی ندارند و جایگاه آگاهی های فرهنگی را دارند که این‌ها را باید با روش‌های تفهمی فهمید، حتی متافیزیک و فلسفه در تقسیم‌بندی مدرن که تقسیم‌بندی جهانی است علم محسوب نمی‌شود و جهان اسلام با این نحوه تقسیم‌بندی هویت خود را از دست می‌دهد.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
captcha