پیام آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در افتتاحیه پنجمین کنگره جهانی حضرت رضا(ع)
کد خبر: 4215506
تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۳ - ۱۳:۰۰

پیام آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در افتتاحیه پنجمین کنگره جهانی حضرت رضا(ع)

پیام آیت‌الله عبدالله جوادی آملی از مراجع معظم تقلید جهان تشیع، در افتتاحیه پنجمین کنگره جهانی حضرت رضا(ع) قرائت شد.

عبدالله جوادی آملیبه گزارش ایکنا از خراسان رضوی، امروز، در افتتاحیه پنجمین کنگره جهانی حضرت رضا(ع) که امروز ۲۴ اردیبهشت‌ماه، در تالار قدس حرم مطهر رضوی برگزار شد، پیام آیت‌الله عبدالله جوادی آملی مراجع معظم تقلید جهان تشیع قرائت شد.

در متن این پیام آمده است:

مقدم شما علما، دانشمندان، دانشوران، فرهیختگان و علاقه‌مندان به قرآن و عترت را گرامی می‌داریم. دهه پربرکت کرامت و این دو میلاد مبارک را تهنیت و تبریک عرض می‌کنیم و از ذات اقدس الهی مسئلت می‌کنیم آنچه خیر و صلاح و فلاح نظام اسلامی و مملکت اسلامی و مسلمان‌ها و مردم جهان است مرحمت کند و از همه بزرگوارانی که با ایراد مقال یا ارائه مقالت بر وزن علمی این نشست و کنگره افزودند حق‌شناسی می‌کنیم و از آستان بزرگ و بزرگوار قدس رضوی سپاسگزاریم که این کنگره را عهده‌دار شدند و از ذات اقدس الهی مسئلت می‌کنیم به برکت علی بن موسی الرضا(ع) این نظام را تا ظهور صاحب اصلی‌اش از هر گزندی محافظت بفرماید.

محور بحث این است که عدالت بر همه لازم است و ظلم نسبت به هیچ کس روا نیست. این یک بحث عادی و فقهی دارد که یک بحث متوسط است و یک بحث عالی دارد که باید از آنجا آغاز کرد.

عدل در کلام یک حساب دارد و در فقه و حقوق حساب دیگری دارد. عدل در کلام عبارت از این است که انسان نه مجبور است نه مفوض؛ انسان آزاد است. حریت «امر بین امرین» است؛ بین جبر است و تفویض. عدل در کلام این است که «لَا جَبْرَ وَلَا تَفْوِيضَ وَلَكِنْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْن»، آنکه متوسط بین دو باطل است عدل است. همانطوری که تفصیل بین افراط و تفریط  عدل است یعنی تفریط بد است، افراط بد است و عدل خوب است، جبر بد است یعنی باطل است. تفویض بد است یعنی باطل است و عدل که حریت و آزادی است مطلوب است.

عدل در کلام عبارت از حریت و آزادی است آیه مبارکه (لا إكراه في الدين) ناظر به عدل در کلام است، ناظر به آزادی در کلام است. در کلام امامیه که از آن‌ها به عنوان عدلیه یاد می‌شود روشن و ثابت شد که انسان نه مجبور است نه مفوّض؛ نه همه کارها را خدا به انسان واگذار کرد و نه حریت را از انسان مسلوب داشت: «لَا جَبْرَ وَلَا تَفْوِيضَ وَلَكِنْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْن». این عدل کلامی است و ارتباطی با عدل فقهی و حقوقی ندارد. اینکه (لا إكراه في الدِّينِ) که انسان آزاد است یعنی «امر بین امرین» است یعنی جبر نیست یعنی تفویض نیست؛ انسان بخواهد به بهشت برود آزاد است، بخواهد به جهنم برود آزاد است؛ اما از جهت فقهی و حقوقی به انسان می‌گویند بی‌راهه نرو، راه کسی را هم نبند، بر تو واجب است که به حق معتقد باشی، معترف باشی و عمل کنی.

«لا إكراه في الدِّينِ» يعنى انسان نه مجبور است نه مفوض، یعنی اجباری در کار نیست. این یک حکم کلامی است نه حکم فقهی. معنایش این نیست که انسان آزاد است هر کاری را بکند، معنایش این است که اگر بخواهد کافر بشود و بد کند و به جهنم برود آزاد است و اگر بخواهد کار خوبی کند مؤمن بشود و به بهشت برود آزاد است. اين (لا إكراه في الدین) هیچ ارتباطی با مسئله فقهی و مسئله حقوقی ندارد، این راجع به مسئله کلامی است و كلاً بحثش جداست؛ اما در مسئله فقه بر همه واجب است عادل باشند، بر همه واجب است از ظلم بپرهیزند.

ظلم نسبت به همه حرام است حتی نسبت به سگ، سگی که کاری به کسی ندارد، ستم کردن نسبت به آن بد است، چه اینکه سگی اگر تشنه باشد بخواهند آن را سیراب کنند این کار ثواب دارد. براساس «لِكُلِّ كَبِدٍ حَرَّى أَجْر»، درباره حیوانات هم این مطلب را گفتند. همان‌طوری که سیراب کردن درخت ثواب دارد، سیراب کردن سگ هم ثواب دارد. ظلم کردن نسبت به هر موجودی بد است حتی نسبت به سگ، مگر اینکه بخواهد حمله کند. بنابراین یک عدل کلامی داريم كه آيه «لا إكراه فی الدين» عهده‌دار آن است و یک عدل فقهی و حقوقی داریم که «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ» عهده‌دار آن است.

مطلب دیگر آن است که عدل نسبت به ذات اقدس الهی، واجب «عن الله» است نه واجب «على الله» و ظلم نسبت به ذات اقدس الهی، ممتنع «عن الله» است نه ممتنع «علی الله». خدا از آن جهت که حقیقتی است نامتناهی و ماوراء خدا چیزی نیست تا حاکم بر خدا باشد، نمی‌شود گفت این حکم، حاکم «علی الله» است و بر خدا واجب است که فلان کار را انجام بدهد یا بر خدا حرام است که فلان کار را انجام بدهد، بلکه کار قبیح «يمتنع صدوره عن الله تعالى» و کار لازم «يجب صدوره عن الله تعالى». بين «يجب عن الله» و «یجب علی الله» فرق است؛ بين يمتنع «عن الله» و «يمتنع على الله» فرق است. عدلیه حرفش این است که عدل، واجب «عن الله» است نه «علی الله» و ظلم، حرام و ممتنع «عن الله» است نه «علی الله».

مطلب دیگر آن است که درباره عدل، ذات اقدس الهی نه تنها عدل را بلکه فوق عدل که احسان است و رحمت رحمانیه است را بر خود لازم کرده است که این واجب «عن الله» است نه واجب «علی الله»: (كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ)، رحمت بالاتر از عدل است. رحمن اسم اعظم است و همه این اسماء نازله، زیر مجموعه «الله» و زیرمجموعه «الرحمن» هستند، لذا الرحمن صفت برای چیزی قرار نمی‌گیرد به استثنای «الله»؛ ولی «الرحیم» و امثال ذلک صفت قرار می‌گیرند.

به هر تقدیر ذات اقدس الهی عدل محض است و فوق عدل، رحمت رحمانیه دارد نه رحمت رحیمیه. رحمت رحیمیه آن وسعت را ندارد که کار رحمت رحمانیه را بکند.

ظلم بر همه حرام است! آنچه جنگ جهانی اول و دوم را تشکیل داد، آنچه جنگ‌های نیابتی را الان اداره می‌کند و آنچه جریان غزه را متأسفانه به راه انداخته و همه ما را متأثر کرده است و جامعه انسانیت را داغدار کرده است، به سبب ظلم است که امیدواریم به برکت ظهور ولی عصر(عج) جهان پر از عدل و داد شود!

مجدداً مقدم همه شما را گرامی می‌دارم و حق‌شناسی می‌کنم و از آستان قدس سپاسگزاری می‌کنم.

انتهای پیام
captcha